
فناوری پیشرفتهای که در بخش تولید مورد استفاده قرار میگیرد، به سمت رقابتپذیری و کارایی میرود. تا سال ۲۰۲۵، تأکید بر نوسازی فرآیندها با استفاده از راهحلهای جدید معطوف شده است. گزارش شرکت بینالمللی داده (IDC) پیشبینی میکند که تا سال ۲۰۲۵، تقریباً ۷۰ درصد از شرکتهای تولیدی، نوعی پلتفرم دیجیتال را برای تسهیل عملیات خود به کار خواهند گرفت. کل این فرآیند نه تنها راهی برای افزایش بهرهوری، بلکه راهی برای افزایش مدیریت دادهها و همکاری در طول چرخه تولید نیز هست. دیجیتالی شدن با ارائه یک محیط پایدار، اهمیت بیشتری پیدا میکند. قالب مدل که قابلیت همکاری بین انواع مختلف دادههای مدل را تضمین میکند.
پیشرو در این پیشرفت فناوری، شرکت 3D Expert Co. Ltd. و پلتفرم 3D Ecospace آن است. به عنوان یک تامینکننده پیشرو در فناوری رندر برای مدلهای سهبعدی سبک/بیمبا استفاده از برنامههای کاربردی CIM/GIS، این دو شرکت امکان صادرات بیش از ۴۰ نوع داده مدل سهبعدی/BIM/CIM/GIS را فراهم کردهاند و در عین حال ویژگیهای هندسی و ساختاری حیاتی دادههای مدل را در طول فرآیند تولید حفظ میکنند. این امر به فرمتهای مدل قوی پایبند است. بنابراین، آنها سطح پایینی از از دست دادن دادهها را ارتقا میدهند و در عین حال یک گردش کار بدون دردسر ایجاد میکنند که به تولیدکنندگان اجازه میدهد تا بر اساس دادههای بلادرنگ تصمیمگیری کنند. جریان تولید در آینده به درک و کاربرد استراتژیهای ادغام فناوریهای پیشرفته بستگی خواهد داشت.
در سال ۲۰۲۵، دنیای تولید به دلیل فناوریهای جدیدی که رباتیک و هوش مصنوعی (AI) را در بسیاری از فرآیندهای تولید خود به کار میگیرند، به طرز چشمگیری تغییر خواهد کرد که در نتیجه نرخ تولید و همچنین دقت را افزایش میدهد. کارخانهها اکنون بیشتر و بیشتر از رباتهای مشارکتی استفاده میکنند: رباتهای همکار با اپراتورهای انسانی برای کاهش خطاها و بهبود ایمنی همکاری میکنند. بهرهوری افزایش مییابد و یک محیط کار جذابتر برای کارمندان در دسترس قرار میگیرد. یکی دیگر از فناوریهای مهم که عرصه تولید آینده را شکل میدهد، اینترنت اشیا (IoT) است که تمام ماشینها و سیستمها را برای جمعآوری و تجزیه و تحلیل دادهها در زمان واقعی متصل میکند. این امر تضمین میکند که تولیدکنندگان میتوانند فرآیند تولید را بهینه کرده و از طریق حسگرهای اینترنت اشیا، که شرکتها را از خرابیهای احتمالی در تجهیزات خود مطلع میکنند، تعمیر و نگهداری پیشبینیکننده را فعال کنند، که از این رو زمان از کار افتادگی کمتری را به همراه دارد. به این ترتیب، تولیدکنندگان همچنین میتوانند خیلی سریع به تغییرات تقاضا پاسخ دهند و در یک بازار پرسرعت، مزیت رقابتی کسب کنند. علاوه بر این، افزایش نرخ استفاده از تولید افزایشی یا به طور رایجتر به عنوان چاپ سهبعدی شناخته میشود، تکنیکهای تولید را به طور کامل متحول خواهد کرد. این فناوری قادر به تولید محصولات پیچیده و سفارشی با ضایعات کم است، از این رو هزینههای مواد و زمان تحویل را کاهش میدهد. در واقع، با دموکراتیزه شدن چاپ سهبعدی، تولیدکنندگان علاوه بر سفارشیسازی راهحلها برای رفع نیازهای خاص مشتری، میتوانند به سرعت طرحهای مورد نظر خود را نوآوری و جان تازهای ببخشند.
با توسعه و پذیرش فناوریهای نوظهور در آینده که برای بقا و حفظ رقابت در تولید ضروری هستند، بازار رو به رشد و نویدبخش «مدل به عنوان سرویس» (MaaS) به وضوح رونقی برای راهحلهای مقیاسپذیر و کارآمد را نوید میدهد. به همین ترتیب، شرکتها به طور فزایندهای نیاز به هوش مصنوعی و همچنین مدلهای بزرگ در فرآیندهای تولید را که به سمت بهبود بهرهوری عملیاتی و تصمیمگیری هدایت میشوند، احساس کردهاند.
اتخاذ مؤثر مدلهای تولید آینده به این معنی است که سازمانها باید تا حد زیادی روی پلتفرمهای جامع سرمایهگذاری کنند که ادغام یکپارچه دستگاههای مدرن را تضمین میکنند. تکیه بر پلتفرمهای متمرکز، تولیدکنندگان را قادر میسازد تا از جدیدترین ابزارها و منابع با پیچیدگی کم در کاربرد استفاده کنند. بنابراین، با همگرایی به جای طولانی شدن گردش کار، زمان مورد نیاز کاهش مییابد و در عین حال سرعت نوآوری افزایش مییابد تا شرکتها بتوانند در زمان کوتاهتری به تغییرات بازار و تقاضای مصرفکننده پاسخ دهند.
علاوه بر این، مشارکت نیز عامل مهمی در اتخاذ مدلهای تولید آینده است. شرکتها میتوانند دانش، منابع و بهترین شیوههای خود را به اشتراک بگذارند و ارائه دهندگان فناوری را با شرکتها مرتبط کنند. در اصل، این امر یک اکوسیستم همکاری ایجاد میکند که به توسعه راهحلهای سفارشی برای نیازهای خاص تولید کمک میکند و انتقال روان به آینده تولید را تضمین میکند.
با توجه به پیشرفت به سمت سال ۲۰۲۵، از این پس، اتوماسیون و سیستمهای رباتیک به طور فزایندهای از اهمیت فرآیندهای تولید خواهند کاست. پذیرش چنین فناوریهایی فراتر از یک مد یا روند آیندهنگرانه است: این امر برای سازمانهایی که قصد دستیابی به بهرهوری بیشتر، کاهش هزینههای عملیاتی و رقابت در بازار را دارند، از نظر استراتژیک ضروری شده است. اتوماسیون امکان روانسازی وظایف تکراری در زمان خاموشی و استفاده بهتر از منابع نیروی کار موجود را برای مسائلی که نیاز به راهحلهای پیچیدهتری دارند که شامل خلاقیت و نوآوری است، فراهم میکند. این امر منجر به افزایش بهرهوری و در عین حال کاهش احتمال خطای انسانی میشود و کیفیت خروجی نهایی را افزایش میدهد.
در مقابل، رباتیک، تولید را بسیار انعطافپذیر و دقیق کرده است، بسیار فراتر از هرگونه قرارداد قدیمی. این فناوری نسل بعدی، مشخصه دوره جدیدی از رباتیک پیشرفته است که به هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی متکی است تا به سرعت خود را با هر کاری با حداقل برنامهنویسی تطبیق دهد. رباتهای هوشمند میتوانند از محیط خود بیاموزند، تعدادی از وظایف پیچیده را انجام دهند و از این رو تقریباً در تمام تولیدات مدرن مورد استفاده قرار میگیرند. با شروع پذیرش این فناوریها توسط صنایع، به نظر میرسد که هم اتوماسیون و هم رباتیک در مهندسی مجدد آینده تولید نقش مهمی خواهند داشت.
سرمایهگذاری در این فناوریها، نیروی انسانی را نیز در نظر میگیرد. با ظهور اتوماسیون و رباتیک در عرصه تولید، شرکت باید کارگران خود را مجدداً آموزش داده و مهارتهایشان را افزایش دهد. عنصر انسانی همچنان یک جنبه جداییناپذیر از فرآیند تولید است؛ از این رو، معرفی ماشینآلات در یک محیط یکپارچه که در آن قیچی انسان و ماشین، نوآوری را تقویت میکند، ادامه دارد. در آینده، در سال ۲۰۲۵ و پس از آن، همافزایی بین سیستمهای خودکار، رباتیک و نیروی کار ماهر، موفقیت الگوهای تولید را تعیین خواهد کرد.
این فناوری باید در افسانهی خلق صدای انسان پیچیده شود.
در دنیای در حال تغییر تولید، بهبود کارایی با استفاده از تجزیه و تحلیل دادهها کلید بزرگی بوده است. با نزدیک شدن به سال ۲۰۲۵، این سازمانها به این نتیجه رسیدند که چگونه میتوانند تصمیمگیری مبتنی بر داده را در سیستمهای تولیدی خاص، مثلاً از نظر زیرساختهای CNC، زنجیرههای تأمین و لجستیک، کاملاً متحول کنند. در طول چند ماه گذشته، میزان مصرف گزارش شده برای شرکتهای تولیدکننده محصولات، نزدیک به ۶۰ درصد بوده است تا پول خود را در هوش مصنوعی و اتوماسیون برای مدیریت عملیات سرمایهگذاری کنند.
آینده این صنعت بر پایه اتخاذ فناوریهای پیشرفته و پیشرفته و درک چگونگی تبدیل دادهها به هوش قابل توجه است، و در نتیجه الگوی صنعت ۴.۰ را تغییر میدهد. به عنوان مثال، نظارت بر حجم عظیمی از دادههای تولید در زمان واقعی میتواند به تولیدکنندگان در بهینهسازی استراتژیهای کنترل کمک کند - در نتیجه، کارایی را بهبود میبخشد و اقدامات ایمنی را در محیطهای تولید ایجاد میکند. طبق تحقیقات، مشاغلی که مایل به اتخاذ چنین فناوریهایی هستند، شاهد بهبود بهرهوری تقریباً دو سوم از پایگاهها هستند.
معرفی کارخانههای هوشمند، مسئولیت بیشتری را در توسعه خلاقیت بیشتر، تعالی عملیاتی و بهرهوری در فرآیند همگامسازی بر عهده خواهد داشت: با ادغام هوش مصنوعی و تجزیه و تحلیل کلاندادهها، صنایع میتوانند انقلاب سوم را تجربه کنند. اطلاعات با ادغام تجزیه و تحلیلها برای فرآیندهای تولید و گردشهای کاری، تصمیمگیریهای مؤثری را به سازمانها ارائه میدهد تا با کاهش هزینهها، عملکرد بهتری را اندازهگیری کنند. به طور مؤثر، ارزش بازار جهانی اتوماسیون لجستیک تا سال ۲۰۲۳ به ۵۴.۷ میلیارد دلار میرسد، که کاملاً گواه این است که چگونه دادهها اکنون میتوانند تفاوت را برای آیندهای تثبیتشده در توسعه بهرهوری تولید رقم بزنند.
تولید پایدار از پدیدهای مُد روز به یک ضرورت در سطح صنعت تبدیل شده است: صنایع به طور فزایندهای نسبت به مسائل زیستمحیطی و انتظارات مصرفکنندگان آگاه هستند. گزارشی از مککینزی و شرکا بیان میکند که بیش از ۶۰٪ از مصرفکنندگان مایل به تغییر عادات خرید خود برای کاهش تأثیرات زیستمحیطی هستند، که این امر شرکتها را ملزم میکند تا پایداری را به عنوان یکی از استراتژیهای اصلی خود قرار دهند. بنابراین، تا سال ۲۰۲۵، اتخاذ شیوههای پایداری نه تنها شرکتها را به عنوان شهروندان خوب ستایش میکند، بلکه به تجارت خوب بلندمدت آنها نیز کمک میکند.
با توجه به این بیانیه، یکی دیگر از فعالیتهای اصلی در تولید پایدار، فناوریهای جدیدی را در بر میگیرد که ضایعات و مصرف انرژی را کاهش میدهند. طبق گزارش مجمع جهانی اقتصاد، پذیرش فناوریهای پیشرفته تولید مانند اینترنت اشیا و هوش مصنوعی میتواند 30 درصد مصرف انرژی کمتری را در روشهای تولید محقق کند. شرکتهایی که در چنین توسعهای سرمایهگذاری میکنند، میتوانند با انتشار کربن کمتر، به بهرهوری بیشتری دست یابند. این امر با اهداف پایداری در سراسر جهان همسو است، اما تأثیر مثبتی بر هزینهها نیز خواهد داشت و در نهایت سود را حفظ میکند.
الگوی تولید پایدار، سرمایهگذاری را به خود جذب کرده است. مطالعهای که توسط Deloitte انجام شده است، بیان میکند که سازمانهایی که اقدامات پایدار را اجرا میکنند، ممکن است شاهد افزایش تقریباً ۱۵ درصدی علاقه سرمایهگذاران باشند. در جهانی که سرمایهگذاران به طور فزایندهای خود را با مسئولیت اجتماعی همسو میکنند، تلاش برای شیوههای پایدار نه تنها اخلاق خوب است؛ بلکه اقتصاد هوشمند نیز هست. با اتخاذ یک رویکرد پایدار به تولید، شرکتها میتوانند بقای خود را در یک بازار در حال تحول تثبیت کنند، جایی که بومشناسی و نوآوری به وضوح مورد توجه قرار خواهند گرفت.
ورود هوش مصنوعی و یادگیری ماشینی به فرآیندهای تولید دیگر یک مد زودگذر نیست. بلکه یکی از ضروریات استراتژیک است که به زودی برای همه شرکتها تا سال ۲۰۲۵ اتفاق خواهد افتاد. در حالی که طبق گزارش مککینزی، اتوماسیون کامل در تولید میتواند به سطوح بهرهوری تا ۳۰٪ برسد، این ارقام خود گویای فوریت سرمایهگذاری تولیدکنندگان در این فناوریها هستند. چنین سیستمهای پیشرفتهای نیاز به تجزیه و تحلیل حجم عظیمی از دادهها در زمان واقعی دارند و قادر به ارائه تعمیرات پیشبینیکننده هستند که تقریباً ۲۰ تا ۵۰ درصد زمان از کارافتادگی را کاهش میدهد و در نتیجه صرفهجویی قابل توجهی را به همراه دارد و بهرهوری را افزایش میدهد.
با حذف موجودی مازاد و افزایش دقت پیشبینی، ابزارهای بهینهسازی مبتنی بر هوش مصنوعی، کارایی زنجیره تأمین را نیز بهبود میبخشند. آخرین نظرسنجی گارتنر فاش کرد که کسبوکارهایی که از تجزیه و تحلیل مبتنی بر هوش مصنوعی استفاده میکنند، 70 درصد شانس بیشتری برای افزایش بهرهوری خود نسبت به شرکتهایی که هنوز از روشهای سنتی تجزیه و تحلیل استفاده میکنند، دارند. این مقایسه به وضوح نوع مزیت رقابتی را که با ادغام هوش مصنوعی در این محیط به سرعت در حال تغییر ایجاد میشود، نشان میدهد.
وقتی شرکتها میخواهند فناوریهای هوش مصنوعی و یادگیری ماشین را به کار گیرند، به این معنی است که باید نیروی کار خود را برای «ارتقاء مهارت» آماده کنند. گزارشی از PwC نشان میدهد که ۵۴ درصد از نیروی کار تا سال ۲۰۲۵ به دلیل هوش مصنوعی، مهارتهای خود را تا حد زیادی از طریق یادگیری و بازآموزی بهبود خواهند بخشید. این نشان میدهد که حتی با پیچیدهتر شدن آینده کار از نظر فناوری، عنصر انسانی همچنان کلید این تغییر الگو است. بنابراین، برنامههای آموزشی باید امکاناتی را فراهم کنند که یک محیط مشارکتی را ترویج دهند که در آن هوش انسانی در کنار هم کار کند، اما نوآوری و تعالی عملیاتی را به آینده در صنعت تولید سوق دهد.
در سالهای اخیر، بخش تولید به طور فزایندهای نیاز به تابآوری قوی زنجیره تأمین، به ویژه موانع پس از بحران جهانی، را تشخیص داده است. ادغام فناوری بلاکچین در این زمینه یک تغییر اساسی است. بلاکچین غیرمتمرکز، یک سیستم دفتر کل کامل را در اختیار تولیدکنندگان قرار میدهد که فرآیندهای زنجیره تأمین را شفاف کرده و خطر تقلب و خطا را کاهش میدهد. اتخاذ بلاکچین به شرکتها این امکان را میدهد که هر جزء را در زنجیره تأمین خود به صورت آنی ردیابی کنند تا به سرعت در برابر اختلالات برنامهریزی نشده واکنش نشان دهند.
علاوه بر این، فناوری بلاکچین گسترش همکاری مشارکتی با همه همکاران زنجیره تأمین را آسان میکند. از آنجا که همه میتوانند به یک منبع واحد و امن دسترسی داشته باشند، شرکای زنجیره تأمین میتوانند به راحتی توانایی خود را در به اشتراک گذاشتن اطلاعات، کاهش خطرات و متمرکز کردن عملیات افزایش دهند. با این رویکرد همکاری، تلاشهای لجستیکی بهینه میشوند و وفاداری با شرکا همزمان تقویت میشود. قابلیت مشاهده در لحظه که توسط بلاکچین ارائه میشود، میتواند منجر به مدیریت کارآمدتر موجودیها و ذخیرهسازی شود و در نتیجه میزان موجودی اضافی را هنگام حفظ خطوط تولید در مسیر درست کاهش دهد.
با این حال، تا سال ۲۰۲۵، تولیدکنندگان را مجبور خواهد کرد تا استراتژیهای عملیاتی خود را برای پذیرش استراتژیک بلاکچین بازنگری کنند. این شامل آموزش کارکنان در مورد فناوری جدید و ایجاد شبکههای امن یکپارچه با بلاکچین به عنوان اقدامات مورد نیاز معمول خواهد بود. این امر باعث میشود که یک زنجیره تأمین در برابر چالشهای در حال تحول آینده مقاوم باشد و در عین حال از فرصتهای جدید نهایت استفاده را ببرد. حرکت به سوی یک زنجیره تأمین مبتنی بر بلاکچین که در برابر تغییر مقاوم است، نه تنها به تولیدکنندگان کارایی عملیاتی ارائه میدهد، بلکه آنها را برای رشد بلندمدت در یک بازار جهانی به طور فزاینده پیچیده آماده میکند.
با تغییرات سریع در محیط تولید، کارگران متوجه خواهند شد که تطبیق خود با فناوریهای جدیدتر اهمیت دارد. در سال ۲۰۲۵، شرکتها به طور فزایندهای به اتوماسیون، هوش مصنوعی و فرآیندهای رباتیک سطح بالا متکی خواهند بود و این بدان معناست که یک کارمند باید مهارت مناسبی داشته باشد تا بتواند با این فناوریها کار کند. کار به ترکیبی از مهارتهای فنی و نرم نیاز دارد تا به کارگران در تطبیق با این محیط کمک کند. مهارتهای برنامهنویسی، تجزیه و تحلیل دادهها و سواد دیجیتال به طور فزایندهای به عنوان الزامات اساسی کارمندان در تمام سطوح تلقی میشوند.
نکته مهم این است که مهارتهای نرم مانند حل مسئله، تفکر انتقادی و کار تیمی، نیروی کار تولیدی مولد را پرورش میدهند. علاوه بر این، در یک سیستم تولیدی که به هم پیوسته میشود و به همکاری بین جنبههای انسانی و مادی متکی است، توانایی برقراری ارتباط، ارتباط گسترده و کار در تیمهای متنوع بسیار مهم خواهد بود. برنامههای آموزشی امروزه به یک شرکت کمک میکنند تا از پول در این زمینهها به طور مؤثر استفاده کند: آموزش مهارتهای فنی و آموزش مهارتهای نرم.
علاوه بر این، موفقیت در آینده تولید مستلزم یادگیری در طول زندگی است. با توجه به فناوری که به سرعت در حال تغییر است، مهارتها و دانش قدیمی تهدیدی برای امنیت شغلی کارگران محسوب میشوند. باید یک تغییر فرهنگی-اجتماعی از کسبوکارهایی که صندوقهای آموزش مستمری را برای کارمندان خود اجرا میکنند، به سمت این رفتارهای جدید آموزش مداوم و فرصتهای آموزشی برای کارمندانشان ایجاد شود تا اطمینان حاصل شود که نیروی کار میتواند برای رویارویی با چالشها و فرصتهای افق تولید آینده آماده شود.
اتخاذ مدلهای تولید آینده برای حفظ رقابت در صنعت در حال تحول بسیار مهم است، زیرا به شرکتها اجازه میدهد تا فناوریهای پیشرفته را برای افزایش بهرهوری عملیاتی و تصمیمگیری ادغام کنند.
سازمانها میتوانند با بهرهگیری از پلتفرمهای جامعی که یکپارچهسازی یکپارچه فناوریها را ارائه میدهند، پیچیدگی پیادهسازی را به حداقل میرسانند و گردشهای کاری را ساده میکنند، به طور مؤثر این مدلها را اتخاذ کنند.
همکاری بین ارائه دهندگان فناوری و تولیدکنندگان، اشتراکگذاری دانش، منابع و بهترین شیوهها را تسهیل میکند و منجر به راهحلهای سفارشی میشود که نیازهای خاص تولید را بهتر برآورده میکنند.
ادغام اتوماسیون و رباتیک برای افزایش بهرهوری، کاهش هزینههای عملیاتی و حفظ مزیت رقابتی با فراهم کردن امکان تمرکز کارگران انسانی بر وظایف پیچیده و به حداقل رساندن خطای انسانی ضروری است.
سیستمهای رباتیک پیشرفته، انعطافپذیری و دقت بالایی ارائه میدهند و قادر به تطبیق با وظایف مختلف بدون برنامهنویسی گسترده هستند و در نتیجه عملیات تولید را متحول میکنند.
شرکتها باید فرصتهای آموزشی و بازآموزی مهارت را برای کارمندان فراهم کنند تا از ایجاد یک محیط مشارکتی که در آن انسانها و ماشینها به طور مؤثر با هم کار میکنند، اطمینان حاصل شود.
تجزیه و تحلیل دادهها برای افزایش بهرهوری عملیاتی، امکانپذیر کردن تصمیمگیری مبتنی بر داده و بهکارگیری بینشهای بلادرنگ برای بهبود فرآیندهای تولید بسیار مهم است.
صنعت ۴.۰ بر اهمیت تبدیل دادهها به بینشهای عملی برای بهبود بهرهوری، پروتکلهای ایمنی و عملکرد کلی در محیطهای تولیدی تأکید میکند.
شرکتهایی که هوش مصنوعی و اتوماسیون را به کار میگیرند، میتوانند پیشرفتهای چشمگیری در بهرهوری، کارایی عملیاتی و کاهش هزینهها تجربه کنند.
پیشبینی میشود بازار اتوماسیون لجستیک در سال ۲۰۲۳ به ارزش ۵۴.۷ میلیارد دلار برسد که نشاندهنده رشد قوی و تأثیر قابل توجه دادهها در افزایش بهرهوری تولید است.
